الفيض الكاشاني

232

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 57 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه و حبيبي الأمير محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمّد أيّده اللَّه تعالى . در پناه حق امّا بعد ؛ بايد كه آدمى را چيزى باشد كه آن چيز جواب دِهِ همه چيز تواند بود ، براى آن كه او را معلوم نيست كه او را چه پيش خواهد آمدن و در چه حادثه خواهد افتاد تا انديشه آن كند و تدبير آن سازد . هرچه او انديشه آن مىكند يحتمل كه چيزى ديگر او را پيش آيد كه قطعاً در ضمير نبود ، و چون چيزى كه جواب ده آن باشد ندارد ، دست و پاچه و مضطرب مىشود خصوصاً كه آدمى صاحب نشآت مختلف است و او را اطوار آن جهان در پيش است . چه داند كه چون در تلاطم امواج آن جهان افتد و ابواب برازخ به روى ايشان گشايند و بعد از آن در اطوار جهان محشر افتد و بيش‌تر از اين ها چون در كشاكش احوال موت افتد او را چه حال‌ها روى خواهد نمود و چه خيرها پيش خواهد آمد ؟ اين ها مگير ! احوال زندگانى اين جهان يكسان جارى نمىشود و بسيار هست كه بقيه عمر حال ها روى مىنمايد كه در خيال نبوده از جزئيّات و كليّات . و شخص داند كه آنچه جواب‌ده همه چيز تواند بود و هيچ چيز را بر او سلطانى ثابت نيست چيست ، آن را به دست آورد كه آن داروى همه دردى و شفاى همه عيبى و سپر همه بلايى است و آن كنف خدايى است عزّوجلّ .